[code:1][/code:1]

Monday, January 10, 2005

گویش بروجردی – بخش دوم

ساختار فعل در گویش بروجردی


یک . بیشتر فعل ها در گویش بروجردی از ساختاری کهن و متفاوت از فارسی معیار تبعیت می کنند که می توان این ساختار را به جای مانده از زبانهای قدیمی تر دانست. در این گویش، بن گذشته فعل ها معمولا به ستن ختم می شود. در فارسی امروزی نمونه هایی از این دست داریم مانند توانستن، دانستن و شکستن. گویش بروجردی این روش را در مورد بسیاری از فعل ها بکار می برد. همچنین نویسه ت در ستن حذف و نویسه س حالت تشدید می گیرد


فهميدنfa'mesan فهمسّن
پلاسیدن - پژمردن pelâssesan پلاسسّن
ارزیدن - ارزش داشتن arzessan ارزسّن


دو. اسم مفعول بسیاری فعل ها بنا بر بخش یک به سه ختم می شوند


گنديده gannesa گنسّه
دريده derresa درسّه
پلاسیده pelâssesa پلاسسّه


سه – فعل هایی که در فارسی معمولی با ش شروع می شوند در گویش بروجردی با اش شروع می شوند که نویسه الف کسره می گیرد و ش بی حرکت (ساکن) است


اشناختن ešnâxtan شناختن
اشکسن eškessan شکستن
اشنفتن ešnaftan شنفتن – شنيدن


چهار – حرف د در انتهای فعل و مصدر معمولا حذف می شود و یا تبدیل به آ یا ی می شود


آمِيَن âmiyan آمدن
آما âmâ آمد
دیدم diyem دي یم
بود bi بي


پنج – گذشته فعل هایی که مربوط به اول شخص، دوم شخص و سوم شخص جمع می باشند می توانند به دو حالت نوشته شوند


آمائن âmâen آمدند
آمائنو âmâenu آمدند

رفتيم raftim رفتيم
رفتيمو raftimu رفتيم


شش – پاره ای فعل ها ویژه این گویش هستند و در فارسی معیار دیده نمی شوند. مانند


خرد کردن و ساييدن با دندان korūžonnan کروژنه ن
ساييده شدن - کشيده شدن kerresan کرّسن
شکستن چيني و مانند آن - ترک خوردن caqesan چقسه ن
متورم شدن – باد کردن panâmesan پنامسن
چرخيدن - غلتيدن به پهلو pellesan پلسّن
گذاشتن - گذاردن - مهلت دادن haštan هشتن


هفت – نشانه مفعول را جای خود را به نه و یا کسره می دهد که به انتهای واژه می چسبد



کورشِه صدا کن: کورش را صدا کن
کورشِنه صدا کن: کورش را صدا کن
لیوان ِ بیار: لیوان را بیاور
لیوانِنه بیار: لیوان را بیاور




0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home